×
×

فریادِ عکس در دستِ لامرد: چه رازی در دلِ دیپلماتِ شهید پنهان بود؟

  • کد نوشته: 1641
  • ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
  • 1 بازدید
  • ۰
  • لامرد نیوز: *فریادِ عکس در دستِ لامرد: چه رازی در دلِ دیپلماتِ شهید پنهان بود؟* 🔴روایتِ سحرگاهِ شهادت در لبنان؛ میانِ عشق و پیمان ‌ لامرد- در دلِ هیاهویِ خبرهایِ جهان، گاه تصویری خاموش، صدها فریاد را در خود نهان دارد. این روزها در شهرستان لامرد، قابِ عکسی در دستانِ خانواده‌ای با اصالت و معرفت، […]

    فریادِ عکس در دستِ لامرد: چه رازی در دلِ دیپلماتِ شهید پنهان بود؟
  • لامرد نیوز:
    *فریادِ عکس در دستِ لامرد: چه رازی در دلِ دیپلماتِ شهید پنهان بود؟*

    🔴روایتِ سحرگاهِ شهادت در لبنان؛ میانِ عشق و پیمان

    لامرد- در دلِ هیاهویِ خبرهایِ جهان، گاه تصویری خاموش، صدها فریاد را در خود نهان دارد. این روزها در شهرستان لامرد، قابِ عکسی در دستانِ خانواده‌ای با اصالت و معرفت، نه تنها یادآورِ یک دیپلماتِ مجاهد، که روایتگرِ قصه‌یِ ناگفته‌یِ یک پیمانِ عاشقانه است؛ روایتی از دلدادگی که سحرگاهِ شبِ قدر، در غربتِ لبنان، به معراجِ شهادت ختم شد.

    به گزارش خبرنگار مهر، صحبت از شهید دکتر «حاج سید محمدرضا موسوی» است؛ دیپلماتِ پرافتخارِ دشتستانی که سال‌ها در جبهه‌هایِ جنوب، سوریه و لبنان، شمعِ راهِ انقلاب بود. او که پیکر مطهرش در زادگاهش شهر «وحدتیه» و در کنار مزار دایی شهیدش —همان‌جا که وصیت کرده بود— آرام گرفت، پیوندی عمیق با مردم جنوب و به‌ویژه خانواده‌ای در لامرد دارد.

    عهدی فراتر از بازنشستگی
    این شهید والامقام، فراتر از تکالیف اداری، عهدی با ولیّ امر خود، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بسته بود که او را حتی پس از ۳۷ سال خدمت صادقانه، در میدان نگاه داشت. او نه تنها یک دیپلمات، که عاشقی بود که پاداشی جز شهادت برای مجاهدت‌هایش نمی‌جست.

    زمانی که خبرِ جان‌سوزِ شهادتِ مقتدایش، شهید راه قدس را شنید، در دیارِ غربت نجوا کرد: «سیدِ من، رهبرِ من، قرار بود مرا هم با خود ببری…» و گویی تقدیر چنین بود که سحرگاهِ بیست‌وسوم ماه مبارک رمضان، دعایِ «بک یا اللهِ» او در میان شعله‌های انفجار، به اجابت برسد.

    شهادت در محرابِ سحر
    شاهدانِ عینی روایت می‌کنند که در دلِ راز و نیازِ نیمه‌شب، صدایِ انفجار آمد و پرده‌یِ سحر، با خونِ پاکِ او عطرآگین شد. این جنایتِ هولناکِ رژیمِ صهیونیستی که بارِ دیگر نقضِ آشکارِ تمامی قوانینِ بین‌المللی را به رخ کشید، جمعی از برومندترین فرزندانِ ایران را به مسلخِ تروریسم برد.

    روایت یک انتظار در لامرد
    اکنون در لامرد، قابِ عکسِ این شهید بزرگوار در دستان خانواده‌ی «معرفت»، نگهبانِ رازی بزرگ است. سرکار خانم «زهره معرفت»، از بستگانِ درجه یکِ این شهیدِ والامقام، در گفت‌وگو با خبرنگار مهر، پرده از این عشقِ تمام‌نشدنی برمی‌دارد. او از روزهایی می‌گوید که شهید موسوی، بی‌قرارِ پیوستن به کاروانِ یارانِ شهیدش بود.

    #خبرنگاران مردمی
    #بعثت مردم

    *همراه با لامرد نیوز به روز باشید*

    📱 [بله](https://ble.ir/lamerd_iribnews) |📱 [ایتا](https://eitaa.com/lamerdnews) |📱 [روبیکا](https://rubika.ir/lamerd_news1) |

    برچسب ها

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *