اخبار فوری

دوشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۶,Jan 22 2018

کد مطلب 4988- ۲۲ دي ۱۳۹۶ - ۱۶:۴۲:۲۴

خاطره‌ای که واقعیت نداشت؛

تراژدی دروغ در قامت اعتدال/ دو اعتراف درباره هاشمی و روحانی که تاریخ تازه‌ای رقم می‌زند

به تازگی اعترافاتی درباره یکی از خاطرات مرحوم هاشمی و درباره متن سخنرانی‌های رئیس‌جمهور روحانی در سال ۹۲ منتشر شده است که یک تراژدی بزرگ را در مقابل مردم قرار می‌دهد.

چند روز قبل بود که یک استاد جامعه‌شناسی در گفت‌وگو با خبرگزاری ایبنا در کنایه به سیاست از این گفته بود که «خالی‌بندی» خصلت سیاست‌مدارهاست نه دانشمندان!

اگرچه این طعنه به لحاظ فلسفی دچار اشکار است و سیاست و دانش در هم‌تنیده‌اند اما درد جانکاهی که در این کنایه وجود دارد قابل کتمان نیست.

دروغ و ناراستی اگر با سیاست آغشته شود؛ به گواه مفهوم آن ضرب‌المثل فارسی که می‌گوید انسان هرچه بالاتر بنشیند؛ هنگام زمین‌خوردن آسیب بیشتری می‌بیند؛ آلام بسیار بیشتری را با خود به همراه خواهد داشت.

که یکی از بزرگترین آنها، ثبت در حافظه تاریخی مردمی است که سیاست‌مداران را بعنوان تعیین‌کننده‌ترین چهره‌ها می‌شناسند و به رفتار آنها توجه دارند...

*خاطره مرحوم هاشمی از شهید بهشتی واقعیت نداشت!

اگرچه گاهی دیر می‌شود اما در سمت مقابل دروغ؛ روشن‌نمایی و راستگویی است که منشأ قضاوت‌های جدیدتری خواهد بود.

به سخن دیگر اینکه مردمی که دروغ را می‌شنوند و بعداً از حقیقت باخبر می‌شوند؛ حتما سمت و سوی دیگری به قضاوت‌های خود درباره صاحبان دروغ و اطرافیان پر و پا قرص آنها خواهند داد...

روزنامه شرق به تازگی با فردی به نام «منوچهر محمدی» تهیه‌کننده مستند تبلیغاتی مرحوم هاشمی رفسنجانی در سال ۸۴ مصاحبه کرده است.

او در بخشی از مصاحبه خود و در اشاره به خاطره‌ای که مرحوم هاشمی در این مستند درباره شهید بهشتی بیان می‌کند، صحبت‌های عجیبی را مطرح می‌کند.

ماجرا برمی‌گردد به قسمتی از مستند که مرحوم هاشمی در آن گفته بود: روزی در جمع یاران به بهشتی گفتم این تهمت‌های تلخ آزارت نمی‌دهد؟ نگاهی کرد و گفت این آسیاب به نوبت است نوبت تو هم خواهد رسید... او می‌افزود: چقدر این روزها بی شما سخت می‌گذرد دوستان!

محمدی در صحبت‌های خود با اشاره به این خاطره مظلومانه اما گفته است: «خاطره شهید بهشتی زاییده ذهن من است. فکر کردم فضای اتهامی که آقای هاشمی با آن درگیر بودند را چطور بیان کنم و این بخش به خاطرم رسید»![۱]

و به همین سادگی افکار عمومی مردم ایران متوجه شدند که در سال ۸۴ فریب چپ‌ها را خورده‌اند. حتی با اینکه به مرحوم هاشمی رأی هم ندادند.

مردم ایران اما به تازگی از یک حقیقت مهم دیگر نیز با خبر شده‌اند!

*ناراست بودن متن سخنرانی‌های انتخاباتی یک کاندیدای خاص در سال ۹۲

اگرچه رئیس‌جمهور روحانی توانسته است در دو انتخابات ۹۲ و ۹۶ پیروز باشد ولی این پیروزی‌ها در کنار خبر مهمی قرار دارد که اگرچه نقل دیرهنگام آن نتوانسته اثری بر انتخابات بگذارد اما حتما آینده سیاسی رئیس‌جمهور و یارانش را تحت‌الشعاع قرار خواهد داد.

«حسین دهباشی» فعال رسانه و مشاور تبلیغاتی_رسانه‌ای آقای روحانی در سال ۹۲ که هم‌اکنون به یکی از منتقدان دولت تبدیل شده است؛ چندی قبل در یک توییت، پرده از رازی بزرگ کنار زد.

او که مدتی پیش با شکایت وزارت بهداشت و به اتهام نشر اکاذیب در نقدی که به وزارت بهداشت داشته است، محکوم به حبس شد؛ در یک توییتش اینطور نوشت:

«راستش را بخواهید حقیر اتهام نشر اکاذیب را کاملا لایق خود دانسته و درپیشگاه مردم شریف ایران بسیارشرمنده است واگر به همین کیفر دنیوی اکتفا شده و جزای اخروی نباشد، حضرت حق‌تعالی را سخت شاکر البته نه از بابت فقره اخیر. که از جهت آن اکاذیبی که ساده‌دلانه در سخنان دوستان می‌نهاد».

اگرچه دهباشی در لفافه سخن گفته بود اما همه معانی «سخنان» و «دوستان» را فهمیدند...

 

سخنان و دوستانی که حتی اگر اذهان مشاور رسانه‌ای آقای روحانی در سال ۹۲ هم نبود؛ اما واقعیت‌هایی که بعدها درباره برجام و خوشبین بودن به توافق با آمریکا و «تقصیر دولت قبل است» و... به منصه ظهور رسید؛ ناروا بودن آنها را اثبات کرد.

*درباره یک تاریخ جدید.../ حرف‌های ۲ نفر که آینده چند نفر را تحت تأثیر قرار داد!

اگرچه برخی معتقدند اقدام روزنامه شرق درباره بیان اینکه خاطره مرحوم هاشمی ناواقعیت بوده؛ دلائل خاصی داشته است اما به هر روی، تاریخی که پس از دو رخداد اشاره شده در بالا در مقابل ذهن و چشم مردم ایران قرار می‌گیرد، تاریخ دیگری خواهد بود.

تاریخ جدیدی که در یکی از مهمترین زوایای آن جای عمده اطرافیان و حامیان دو فرد اشاره شده در بالا که خاصه پرونده مشعشعی هم درباره دروغ بزرگ «تقلّب» در سال ۸۸ دارند؛ مشخص نیست!

گاهی یک دروغ ساده؛ به همین سادگی آینده یک طیف سیاسی را مورد خدشه و البته تغییر قرار می‌دهد...

پاسخ به نظر

نظرات شما:

آخرین خبر
آرشیو
تبلیغات

لامرد ما